أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

483

تجارب الأمم ( فارسى )

سواد [ 1 ] استوار داشت و ابو بكر عبد الله بن على نفرى [ 2 ] را كه شوهر خواهر او بود جانشين خود در پايتخت بنهاد . سلطان آگهى به وزيرى گماردن ابو الفتح [ بن فرات ] را در بخشنامه‌اى براى فرمانداران اطراف بنوشت . چون گزارش سخن رانى بريدى [ 3 ] براى مردم بصره به ابن رايق رسيد نگران شده به كوفى پرخاش كرده ، او را متهم نمود و خواست او را دستگير كند ، كه ابو بكر بن مقاتل از او پشتيبانى نمود و جلوگيرى كرد . سپس چون ديد كوفى در نامه‌اش به بريدى اعتراض نموده است ، به كوفى گفت : شنيده‌ام دوست تو [ بريدى ] براى مردم بصره سخنانى گفته است كه به من بر مىخورد ، و چه بسا دنبالهء آن را تندتر بگيرد ، براى او بنويس : ناخرسندى من از تو از آنست كه تو « حجريان » را پذيرفته‌اى ! بايستى ايشان را نمىپذيرفتى و يا اكنون برانى . * هر گاه از تو اجازت خواهند كه به جائى روند ، يكى از سرداران خويش بر ايشان

--> [ = ] « كلواذ » تابوت « تورات » است ، پس ريشهء اين واژه را آرامى در افسانه‌هاى جهودان مىداند ، اما كمى پائين‌تر گويد : نام پسر « تهمورث » است ، پس بايد ريشهء پهلوى داشته از افسانه‌هاى ايرانى باشد . به هر حال نام تسوجى در يك فرسنگى جنوب تيسفون ( بغداد ) در كرانهء خاورى دجله و باختر « نهر بوق » بوده است . اين شهرك در جنوب بغداد ، مانند « قطرپل » و « اوانا » خ 6 : 361 در شمال آن و مانند شهركهاى « طيزناباذ » و « فرك » تا سدهء چهارم ، و برخى از آنها تا سدهء هفتم به سبب نامسلمان ماندن تودهء مردم آنها ، مركز عيش و نوش مردم بغداد بود . خوشگذرانىهائى كه پايتخت مذهبى خليفگان خشن عرب آنها را كم كم ممنوع مىداشت ، بدانجا منتقل مىشد . ابو نواس اهوازى و مطيع بن اياس و متنبى و ديگر شاعران خوش ذوق قطعه و قصيده‌ها در توصيف دختران زيبا و باده‌هاى گوناگون و ميخوارگى آزاد در آن شركها سروده‌اند ، كه برخى آنها را ياقوت ، زير نام‌هاى ياد شده آورده است . [ ( 1 - ) ] M : سواد ، روستاهاى آبشخور دجله ، در برابر روستاهاى فرات « سقى الفرات » ( خ 6 : 515 ) و برابر « بادوريا » ( خ 5 : 96 ) است . ديوان سواد مهم‌ترين ديوانهاى پايتخت ( بغداد ) بوده است - پانوشت 5 : 256 ) . [ ( 2 - ) ] M . ن . ك : خ 6 : 16 . [ ( 3 - ) ] M : خ 5 : 551 به بعد .